عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
430
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
شيرورژ « 1 » ماژر نذر بسته بوديم كه يكى از اسبهاى خود را در هزار و پانصد قدم با اسب سايكس صاحب قوشه كنيم در يك فرسخى كاروانسراى مزبور كه زمينش مسطح است گفتم يكى از نوكرها با مشار اليه قوشه كرده و اسب مشار اليه مسافتى جلو شد و نذر را برد . كاروانسراى هنك 787 بالجمله يك ساعتى در آنجا مكث و رفع خستگى نموده بعد از آن روانهء كاروانسراى هنك و يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد شديم و چون مالهاى بنه قوهء حركتشان تحليل رفته [ بود و ] سوار را هم خسته مىكنند و اينكه منزل جزئى مسافتى پيدا كند به زحمت بايد طى كرد به همين جهت دو سه نفر شترها هم مردند . بالجمله كاروانسراى هنك و مزرعه - كه در آن نزديكى است - شرحش در كتابچهء ذهاب گذشت . ماهان 788 صبح يكشنبه 24 رمضان را بعد از اداى نماز و خواندن قرآن دو ساعت از طلوع گذشته روانهء ماهان شديم . راه اين منزل چنانچه در كتابچهء ذهاب گذشت پنج فرسخ كمتر و سراشيب و جزئى سنگلاخ [ است ] و خطش اوايل به شمال و اواخرش به شمال غربى سير مىكند و چون راه اين منزل كم بود عرض راه جائى پياده نشده يكسر به باغ حميدآباد « 2 » ماهان آمده و پنج ساعت به غروب وارد شديم . اگرچه قصد داشتم سه شب در اينجا توقف كنم ليكن محض اتمام نواقص كار و حفظ نظم شهر ، و عجله كه برحسب امر مطاع كارگزاران صدارت عظمى و رفتن طهران دارم توقف در اين نقطه منافى است و به اين جهت به اهالى اردو اعلان كوچ [ كردم ] و پيشخانه را گفتم شب حركت دهند . و خودم به بعضى كارهاى شخصى مشغول بودم « 3 » . شرح حال ماهان و باغ حميدآباد و ابنيه و عمارات و تعداد نفوس و شرح آبوهوا و مزار مقدّس حضرت شاه و غيره مفصلا گذشته و حاجت به تكرار نيست .
--> ( 1 ) - مقدمه ديده شود . ( 2 ) - همان باغى كه به باغ شاهزاده معروف شده است . ( 3 ) - اصل : بوديم .